شما را نمیدونم اما من هنوز که هنوزه اگر برم فروشگاه و چشمم به تخم مرغ شانسی بیفته حتما یکیشو میخرم. هر بار میگم این آخرین باره اما بازم میخرم. البته دیگه جایزه هاش به خوبی‌ قدیما نیست. نمیدونم این به خاطر بالا رفتن سنمه یا واقعا جایزه هاش مزخرف شدند. وقتی‌ سوم دبستان بودم برای اولین بار دیدم یکی‌ از بچه‌ها تو مدرسه یکیشو خریده بود. همه بچه های کلاس دورش جمع شده بودند که ببینن جایزش چی‌ میتونه باشه. یه ماشین بود. از فرداش بیشتر بچه‌ها رفتند و یکیشو خریدند. هر تخم مرغ سیصد تومن بود اما من پول تو جیبیم فقط هفته‌ای ۸۰ تومن بود. فکر نکنید ۸۰ تومن اون موقع خیلی‌ بوده ها!!! همون موقع هم چیزی نمی‌شد باهاش خرید. بابام خیلی‌ کم پول تو جیبی‌ میداد. البته کار درستی‌ هم میکرد! در عوض الان که دستم تو جیب خودمه می‌تونم بخرم اما دیگه حال نمیده. زمانش گذشت.  عکس زیر هم جایزه ی امروز من!

آخه این چیه؟ فکر نکنم حتی بچه‌ها هم از این خوششون بیاد!؟